تبلیغات
روز آخر !

روز آخر !

اون روز نماز صبحش را طوری خواند که تن هممون لرزید؛ وقتی تموم شد بهش گفتم حسام این چه نمازی بود خوندی؟ تنمون لرزید! گفت مامان دیگه اینجا سختمه نفس بکشم. بهش گفتم مامان همه دارن اینجا نفس میکشن، این چه حرفیه؟ گفت نه دیگه، هواش برام سنگینه. وقتی خواست بره بوی عطر عجیبی میداد طوری که از خونه تا مسجد بوی عطرش پیچیده بود".
عصر روز جمعه 26 تیرماه 92 بود. یک بعد از ظهر گرم تابستانی. با گروه فرهنگی "دیدار" قرار داشتیم تا دسته جمعی به منزل یکی از شهدای فتنه 88 سری بزنیم. قرار اولیه گروه جلوی درب مسجد باب الحوائج بود. جایی که امیر حسام از بچگی به آنجا خو گرفته بود. هیئت و نماز و سخنرانی، حتی اغلبکارهای مسجد را انجام میداد. وقتی همه گروه جمع شدند با هم به سمت منزل شهید راه افتادیم. موقع ورود به منزل با استقبال گرم پدر و مادر شهید روبرو شدیم. حاج آقای ذوالعلی، پدر شهید، گله مند بود از برخی افرادی که به دیدارشان رفته بودند و از گفته هاشون سوء استفاده کرده بودند.  حاج آقا می گفت: "این چند وقت خیلی از حرفهای ما سوءاستفاده کردند و دوست و دشمن زیاد به دیدنمون اومدند".

شهید امیر حسام ذوالعلی در اول دی ماه سال 1365 در محله نارمک تهران به دنیا آمد. پدرش از مدافعان خرمشهر بود.حسام دانشجوی رشته الهیات دانشگاه آزاد بود و در دانشگاه سعی می کرد با بصیرت دادن به دانشجویان آنها را با دسیسه های فتنه گران آشنا کند. امیرحسام ذوالعلی سرانجام در دهم دی ماه 88 و یک روز پس از حماسه بزرگ نه دی، در  حمله عده ای از منافقان فتنه گر، مجروح و سپس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و هم اکنون در قطعه 27 بهشت زهرا، ردیف 84 شماره 14 آرمیده است.

 به منظور آشنایی هرچه بیشتر با شهید امیرحسام ذوالعلی، میهمان جمع صمیمی خانواده این شهید گرانقدر بودیم. در ادامه بخش هایی از گفتگوی صمیمی ما با خانواده شهید امیرحسام ذوالعلی را میخوانید.

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه 31 مرداد 1392 ساعت 08:30 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

مریم فرهانیان متولد : ۲۴ دی ماه سال ۱۳۴۲ محل تولد : آبادان در خانواده‌ای متوسط و مذهبی

 تاریخ شهادت : ۱۳ مرداد ماه ۱۳۶۳

محل شهادت : گلستان شهداء آبادان در اثر اصابت خمپاره دشمن

محل دفن : گلزار شهدای آبادان


وصیتنامه شهیده مریم فرهانیان - به ولایت فقیه ارج بنهیم و بدانیم كه الان امام خمینی بر ما ولایت دارد


در۱۴ سالگی با کمک برادر رشید خود «شهید مهدی فرهانیان» خود را مجهز به سلاح معرفت و بصیرت الهی کرد و با درک صحیح از وضعیت حاکم بر کشور و نیز ماهیت استکبار جهانی امپریالیسم،مبارزات خود را علیه ظلم های رژیم پهلوی آغاز کرد .

این شهیده بزرگوار با اوج‌گیری مبارزات مردم در جریان انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی‌های مردمی علیه حکومت شاهنشاهی شرکت کرد و با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران به جمع این خیل عاشق پیوست و دوره‌های آموزشی را با موفقیت به پایان رساند.و با آغاز جنگ تحمیلی درشهر آبادان را ترک نکرد و دوشادوش برادران رزمنده به دفاع ازخاک کشورش پرداخت .

شهیده مریم فرهانیان درسن
۱۷
سالگی در بیمارستان امام خمینی (ره) آبادان مشغول امداد‌گری شد و به مدت سه سال به کار امدادگری و پرستاری از مجروحین جنگ در بیمارستان های مختلف آبادان ادامه داد که در این مدت یک بار به شدت زخمی شد و به اجبار در بیمارستان بستری شد .

وی کسی بود که زینب وار از برادران رزمنده مجروح پرستاری می کرد.مریم فرهانیان یکی از
۱۸ نفر خواهران، امدادگران داوطلب بود که در زمان جنگ در بیمارستان طالقانی آبادان در قسمتهای مختلف، خالصانه خدمت کرد وی در تمام مدت عمر گرانبهایش با بیداری و هوشیاری سیاسی، دینی زندگی کرد رفتار و منش این شهیده الگوی زن مسلمان ایرانیست .


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 19 مرداد 1392 ساعت 10:22 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

 

یادمان باشد اگر حال خوشی دست بداد

                                               جز برای فرج یار دعایی نکنیم   

 

السلام علیک یا امیر المومنین یا علی ابن ابیطالب

  

 


نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 02:32 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

شبهای قدر از جمله اوقات بسیار پرفضیلت ماه مبارک رمضان هستند که درهای رحمت الهی در آنها باز و فرصتی ارزشمند برای طلب حوائج دنیوی و اخروی از خداوند متعال فراهم است، آشنایی با برخی اعمال این لیالی ضرورتی به منظور کسب خیرات و برکات معنوی پیش بینی شده برای این ایام است.

اعمال شب قدر به دو بخش اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شوند.

اعمال مشترک شبهای قدر

مقارن غروب آفتاب شب قدر، غسل شود.

دو رکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بار ذکر استغفار گفته شود .

قرآن به سرگرفتن و خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .

زیارت امام حسین (ع) .

احیای این شبها .

اقامه صد رکعت نماز به صورت دو رکعتی و افضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

قرائت دعای جوشن کبیر.

طلب آمرزش از خدای متعال و درخواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

اعمال مخصوص شب نوزدهم

- صد بار ذکر ” اللهم العن قتلة امیرالمومنین”

- دعای اللّهُمَّ اجْعَلْ فِیما تَقْضِی وَفِیما تُقَدِّرُ ، مِنَ الأَمْرِ الْمَحْتُومِ ، وَفِیما تَفْرُقُ مِنَ الأَمْرِ الْحَکِیمِ ، فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، مِنَ الْقَضاءِ الَّذِی لاَ یُرَدُّ وَلاَ یُبَدَّلُ ، أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرامِ فِی عامِی هذا ، الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ ، الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ ، الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ ، الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَیِّئاتُهُمْ ، وَاجْعَلْ فِیما تِقْضِی وَتُقَدِّرُ أَنْ تُطِیلَ عُمْرِی ، وَتُوَسِّعَ لِی فِی رِزْقِی

- صد بار ذکر ” استغفرالله ربی واتوب الیه ”

اعمال مخصوص شب بیست و یکم

- لعن بر قاتل امیرالمومنین

- دعای اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاقْسِمْ لِی حِلْماً یَسُدُّ عَنِّی بابَ الْجَهْلِ ، وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَة ، وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنِّی بابَ کُلِّ فَقْر ، وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنِّی کُلَّ ضَعْف ، وَعِزّاً تُکْرِمُنِی بِهِ عَنْ کُلِّ ذُلٍّ ، وَرِفْعَةً تَرْفَعُنِی بِها عَنْ کُلِّ ضَعَة ، وَأَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنِّی کُلَّ خَوْف ، وَعافِیَةً تَسْتُرُنِی بِها عَنْ کُلِّ بَلاء ، وَعِلْماً تَفْتَحُ لِی بِهِ کُلَّ یَقِین ، وَیَقِیناً تُذْهِبُ بِهِ عَنِّی کُلَّ شَکٍّ ، وَدُعاءً تَبْسُطُ لِی بِهِ الإِجابَةَ فِی هذِهِ اللَیْلَةِ وَفِی هذِهِ السَّاعَةِ ، السَّاعَةَ السَّاعّةَ السَّاعَةَ یَا کَرِیمُ ، وَخَوْفاً تَنْشُرُ لِی بِهِ کُلَّ رَحْمَة ، وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَیْنِی وَبیْنَ الذُّنُوبِ حَتَّى أُفْلِحَ بِها عِنْدَ الْمَعْصومِینَ عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ .

- زیارت حضرت علی(ع)

اعمال مخصوص شب بیست و سوم

- تلاوت سوره های عنکبوت و روم که امام صادق (ع) فرمود: تلاوت کننده این دو سوره در این شب از اهل بهشت است

- هزار مرتبه سوره قدر

- خواندن و تکرار دعای أَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَة وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً . یَا مُدَبِّرَ الأُمُورِ ، یَا باعِثَ مَنْ فِی القُبُورِ ، یَا مُجْرِیَ البُحُورِ ، یَا مُلَیِّنَ الحَدِیدِ لِداوُدَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدً وَالِ مُحَمَّد وَافْعَلْ بی ( حاجات خود را بخواهد ) اَللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ .

- دعای اللّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمْرِی ، وَأَوْسِعْ لِی فِی رِزْقِی ، وَأَصِحَّ لِی جِسْمِی ، وَبَلِّغْنِی أَمَلِی ، وَإِنْ کُنْتُ مِنَ الأَشْقِیاءِ فَامْحُنِی مِنَ الأَشْقِیاءِ وَاکْتُبْنِی مِنَ السُّعَداءِ ، فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتابِکَ الْمُنْزَلِ عَلى نَبِیِّکَ الْمُرْسَلِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ : یَمْحُواْ اللّهُ مَا یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ .

- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی …


نوشته شده در شنبه 5 مرداد 1392 ساعت 01:43 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

تیرماه سال 61 با ماه مبارک رمضان مصادف شده بود. من یک بسیجی کم سن و سال بودم و هنوز چهارده سالم تمام نشده بود که برای دومین بار به جبهه اعزام می‌شدم.....

1 جعبه خرما و 150 رزمنده روزه‌دار

محمدعلی قنبری از رزمندگان دفاع‌مقدس است که خلوص نیت و ایثار رزمنده‌ها را در قالب خاطره‌ای از ماه رمضان توصیف می‌کند.

وی می‌گوید: تیرماه سال 61 با ماه مبارک رمضان مصادف شده بود. من یک بسیجی کم سن و سال بودم و هنوز چهارده سالم تمام نشده بود که برای دومین بار به جبهه اعزام می‌شدم.

ما را ابتدا به منطقه عملیاتی غرب «سرپل ذهاب محورتپه قلاویز» و بعد از گذشت چند هفت جهت عملیات، به منطقه جنوب کشور اعزام کردند. اولین گروه اعزامی از استان همدان به جنوب کشور بودیم به همین دلیل مورد بدرقه پورشور مردم قرار گرفتیم. بعد از اعزام به اهواز، گروه ما را که یک تیپ پیاده بودیم در یک دبیرستان اسکان دادند. دو سه شب اول که در شهر بودیم به خاطر اینکه به هوای گرم و شرجی جنوب عادت نداشتیم خیلی سخت گذشت. بعد از مدتی به منطقه عملیاتی شرق بصره اعزام شدیم. ما را در یک اردوگاه صحرایی که با چادر درست کرده بودند جهت توضیح فرماندهان و سردسته‌ها به مدت یک هفته نگه داشتند.

منطقه عملیاتی یک خاکریز 8 کیلومتری بود که به شهر بصره تسلط داشت که با شدت و نیروی زیادی محافظت می‌شد. ساعت عملیات یک بامداد و با رمز «یا مهدی ادرکنی» بود. در آن شب بچه‌ها بعد از راز و نیاز و دعا با خدا به نیت پیروزی روزه مستحبی گرفتند. عملیات شروع شد و به یاری خداوند به خاکریز هجوم بردیم و دشمن را زمین‌گیر و خاکریز را به تصرف خود درآوردیم.

خدا می‌داند با وجود اینکه بعضی از بچه‌ها هنوز افطار نکرده بودند و تنها از آبی که در قمقمه داشتند خورده بودند ولی جعبه خرما به دست هر کس می‌رسید می‌گفت سیرم، و به نفر بعدی خود می‌داد و آخرین نفر جعبه خرما را دست نخورده به معاون فرمانده داد

سپیده صبح بود که دشمن با صدها تانک و نیروهای تازه نفس شروع به تک کرد. 48 ساعت با دشمن درگیر بودیم تا اینکه نیروهای کمکی که از برادران اصفهانی بودند جایگزین ما شدند. بعد از 48 ساعت درگیری خسته و گرسنه حدود نیمه شب بود که به اردوگاه رسیدیم. بنابراین از غذا و شام وحتی یک تکه نان هم خبری نبود به جز یک جعبه خرما که آن را به معاون فرمانده که از همه ما خسته‌تر بود،دادند.

فرمانده تیپ، برادر «چلوی»‌، شهید شده بود. معاون فرمانده همگی ما را که حدود 140 یا 150 نفر بودیم به خط کرد و گفت:‌ برادرانی که خیلی گرسنه هستند از این خرما بخورند و آنهایی که می‌توانند، تا فردا صبح تحمل کنند. خدا می‌داند با وجود اینکه بعضی از بچه‌ها هنوز افطار نکرده بودند و تنها از آبی که در قمقمه داشتند خورده بودند ولی جعبه خرما به دست هر کس می‌رسید می‌گفت سیرم، و به نفر بعدی خود می‌داد و آخرین نفر جعبه خرما را دست نخورده به معاون فرمانده داد.

همگی خسته و گرسنه و به یاد دوستان و همسنگران خود که در این عملیات با زبان روزه به کاروان شهدا، مجروحان و اسرا پیوسته بودند دعا و گریه کردیم.

روحشان شاد و یادشان گرامی


نوشته شده در سه شنبه 18 تیر 1392 ساعت 01:27 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :
من طلب الشّهاده صادقا اعطیها و لولم تصبه.


پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :
هر کس از روی صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.

کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210


نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت 1392 ساعت 01:00 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

نهم بهمن سال 1331 هجری شمسی در یكی از محله های قدیمی شهر «دامغان» كودكی از خانواده سادات پا به عرصه هستی گذاشت. نام او را به عزت و یادمان پدربزرگ ، «سید حسن» نامیدند. او فرزند ارشد آقا سید «مسیح» بود. وضع مادی پدر چندان روبراه نبود. پدر از راه تدریس و كار در مدرسه ی علوم دینی شهر دامغان در منتهای رنج و مشقت اقتصادی ، روزگار می گذراند. حقیقت خواهی ، خلوص ، عظمت روحی ، صداقت ، ایمان و تقوا ، مردم داری و آزاد اندیشی او زبان زد خاص و عام بود . خود او می گوید: من در یكی از خانواده های روحانی تولد یافتم. تا آنجا كه به یاد دارم پدرم از راه تدریس در مدرسه ی علوی دامغان به همراه عمویم ، زندگی را اداره می كردند. هیچ گاه از زندگی مرفه ، یعنی زندگی ای كه همه چیز در آن تمام باشد برخوردار نبودیم. روی هم رفته ، خانواده ای كه با كمترین توقع و امكانات زندگی سازگار بود.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت 1392 ساعت 12:44 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

یا الله،‌یا محمد،یا علی،‌یا فاطمة زهرا،‌یا حسن،یا حسین،‌یا مهدی (عج) و تو ای روح الله و شما ای پیروان صادق شهیدان.

خدایا چگونه وصیت نامه بنویسم در حالی كه سراپا گناه و معصیت و نافرمانی ام. گرچه از رحمت و بخشش تو ناامید نیستم ولی ترسم از این است كه نیامرزیده از دنیا بروم. می ترسم رفتنم خالص نباشد و پذیرفته درگاهت نشوم. یا رب العفو، خدایا نمیرم در حالی كه از ما راضی نباشی. ای وای كه سیه روز خواهم بود.خدایا چقدر دوست داشتنی و پرستیدنی هستی! هیهات كه نفهمیدم. یا ابا عبدالله شفاعت! آه چقدر لذت بخش است انسان آماده باشد برای دیدار ربّش ، و چه كنم كه تهیدستم،خدایا تو قبولم كن.

سلام بر روح خدا، نجات دهنده ما از عصر حاضر، عصر ظلم وستم، عصر كفر و الحاد،‌عصر مظلومیت اسلام وپیروان واقعی اش. عزیزانم شبانه روز باید شكرگزار خدا باشیم كه سرباز راستین صادق این نعمت شویم و باید خطر وسوسه های درونی ودنیا فریبی را شناخته و بر حذر باشیم كه صدق نیت وخلوص در عمل ،تنها چاره ساز است.

ای عاشقان اباعبدالله بایستی شهادت را در آغوش گرفت،گونه ها بایستی از شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درك و عمل نمائیم تا بلكه قدری از تكلیف خود را در شكر گزاری بجا آورده باشیم.

وصیت به مادرم وخواهران و برادرانم و اهل فامیل بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست،همیشه بیاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل كنید،‌پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید،‌اهمیّت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله و شهدا بدهید كه راه سعادت و توشه آخرت است. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید وفرزندان خود را نیز همانگونه تربیت كنید تا سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح وارث حضرت ابولفضل برای اسلام ببار آیند. از همه كسانی كه از من رنجیده اند و حقی بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و امید دارم خداوند مرا با گناهان بسیار بیامرزد.

خدایا مرا پاكیزه بپذیر

مهدی باكری


نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت 1392 ساعت 12:38 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

مقام شهادت

اى تشنگانى كه به دنبال آب زلال شهادت مى‏روید! تا سیراب نشده‏اید بازمگردید. و چگونه زیستن و چگونه مردن را در معنویت بیابید. معنویتى كه در آن شهادت، یك هجرت است، به سوى (الله). بلى خدایا! چگونه زیستن و چگونه مردن را در معنویت، به همه‏ى ما عطا كن. شهید محمد آزاد

************************

پدر و مادر عزیزم! اگر شما مى‏خواستید كه من براى شما خدمت كنم ولى وقت نداشتم. و زحمت زیاد كشیدید تا من درس بخوانم و در آینده به شما هم كمك كنم. ولى من در این موقع، به نداى حسین زمان لبیك مى‏گویم. من و ما به جبهه، و براى دفاع مى‏رویم تا دیگر برادران و خواهران بتوانند به راحتى درس بخوانند. من مى‏روم تا به مقام شهادت برسم. شهید محمدناصر ناصری

************************

امام، دفاع از حریم اسلام را واجب كفایى دانستند. و از جوانان خواستند تا به میدان نبرد روند و جوانان استقبال از مرگ كردند. در این بین، منِ نامقدس هم بر آن شدم تا در سرزمین مقدس، كه امام زمان در آن به رزمندگان خوش آمد مى‏گوید، قدم بگذارم. سرزمینى كه مرز بین مرگ و زندگى است و آن شهادت است. شهید احمد اشرفى پور
************************
ما رو به مرگ و شهادت پیش مى‏رویم، و مرگ براى جوان‌مردان زشت نیست. آرى مرگ زشت نیست. اگر قصد و اراده آدمى، حق و حقیقت بود، منظور جهاد در راه خداست. آرى جامه‏ى شهادت به تن جوان‌مردان، چه زیباست. هنگامى كه جان خود را در ركاب نیك مردان آسمانى، از دست داده و با این مبارزه خواسته‏اند از چنگ ستمگران آزاد شوند. شهید محمد حسن قلى زاده
************************
خون گرم شهدا، به صورت امواج بزرگى خواهند شد و به دریاهاى سرخ خواهد پیوست. شهید عبداللّه رحمانى

************************

شهادت، مانند مادرى است كه تنها فرزندش را در آغوش مى‏كشد. شهید عباس اسداللهى

************************

شهادت، فخر اولیاء خدا بوده است و فخر ما ملتى كه شهادت براى او سعادت است، پیروزى است. شهید محمدعلى وكیل‏زاده

************************

شهادت نقطه‏ى اوج است. و آرزوى مسلمانان است. شهادت كلمه‏ى رفیع انسانیّت است. عباس اسداللهى

************************

حال كه این نوشته را مى‏خوانید خود در میان شما نبوده و فقط یادى از من خواهد بود، پس بگویم عصر و روزگار سخت و غریبى را مى‏گذرانید، راه پر پیج و خم طولانى را با توشۀ اندك باید رفت، و از این زندان خلاصى یافت. مسلمان زندگى كردن در این دنیا و عصر مشوش و پر از فتنه‏ها، پایمردى مى‏خواهد. هدایت از طرف خدا صبر و استقامت مى‏خواهد. امیدوارم كه خداوند این توفیق را نصیب من بگرداند كه هدایت شده به سوى او راه گیرم. و از این ظلمتكده به منبع نور و صداقت و پاكى رسیده، و از این سرچشمه ‏هاى الهى سیراب شوم. شهید على فلكى

************************

شما مى‏دانید كه شهادت میراثى است، كه از اجداد ما به ما ارث مانده است. ما فرزندان سرور شهیدان هستیم. و این امر براى ما تازگى ندارد. و شما نباید از این موضوع نگران باشید. بلكه باید به خود ببالید و افتخار كنید كه شما پدر و مادر فرزندى را بزرگ كرده‏اید و به اسلام هدیه كرده‏اید، كه لیاقت شسهادت را داشته و براى شما هم در این دنیا و هم در آن دنیا، جاى افتخار است. شهید سید سیدجلیل موسوی

************************

من معتقدم كه شهادت سرآغاز زندگى است، پس چه چیز بهتر از شهیدشدن در راه خدا، شهادتى كه انسان را به اوج قلۀ تاریخ مى‏برد و به درجۀ رفیع انسانیت مى‏رساند، مگر این نیست كه خدا شهدا را در قیامت با آنچنان شكوه و درخشندگى و عظمتى وارد مى‏كند، كه اگر انبیاء بخواهند از مقابل آنها سواره بگذرند، به عزت و احترام شهیدان پیاده مى‏شوند. شهید فریدون مقدودى


نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391 ساعت 07:37 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |

در فضیلت شهدای دریا روایاتی از شیعه و سنی نقل شده است و نیز در این روایات شهدای دریا را با فضیلت تر از شهدای دریا بر شمردند عمده این روایات در کتب اهل سنت آمده است.

إن شهداء البحر أفضل عند الله من شهداءالبر

(جامع الأحادیث جلال الدین السیوطی ج9 ص 55)

از جمله روایاتی که از طریق شیعه نقل شده است روایتی است از کافی در فضیلت قرآن ؛ وقتی قرآن در محشر از کنار صفوف مختلف حرکت می کند همه آن را می شناسند و از خود با فضیلت تر دانسته به آن غبطه می خورند.

شهدای خشکی می شناسندش و می گویند او از شهدای دریاست و فضیلتش بیشتر است وقتی از کنار شهدای دریا عبور می کند او را می شناسند و می گویند از شهدای دریاست اما جزیره ای که در آن به شهادت رسید ترسناک تر از جزیره ای بود که ما در آن شهید شدیم.
إِنَّ هَذَا مِنْ شُهَدَاءِ الْبَحْرِ نَعْرِفُهُ بِسَمْتِهِ وَ صِفَتِهِ غَیْرَ أَنَّ الْجَزِیرَةَ الَّتِی أُصِیبَ فِیهَا كَانَتْ أَعْظَمَ هَوْلًا مِنَ الْجَزِیرَةِ الَّتِی أُصِبْنَا فِیهَا (الکافی ج2 ص596)


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 1 اسفند 1391 ساعت 07:25 ب.ظ توسط محفوظ نظرات |


Design By : Pichak